وارون بر وزن قارون معروف است كه باژگونه و برگشته باشد و عربان عكس و قلب خوانند و به معنى بدبخت و بداختر و نحس و نامبارك هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص928) 
- يعنى بازگونه. مثالش ابو عاصم گويد: شعر لطف خواهى ز دهر قهر كند كار ديو ستنبه وارونست و بمعنى نحس و شوم نيز آمده. مثال اين معنى ظهير گويد: بيت ولى در خط فرمانت عزير از طالع فرخ عدو در بند زندانت ذليل از اختر وارون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1498) 

تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3816) 
(صفت) نگون. معكوس. واژگون. ¦¦مجازاً، نامبارك و نحس. شوم. ¦¦مجازاً، بدبخت و بداختر. تيرهروز. ¦¦شرير. بدخوى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(اسم) ←نارون. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3112) 
بدخوى و نحس باشد.بو شكور گويد: گمان برد كز بخت وارون برست #نشد بخت وارون ازو يك بدست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص87) 