زَمَتَ یزمُت

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای زَمَتَ یزمُت

زَمَتَهُ عَلَيَّ

غَضِبَ‌
(
المحیط في اللغة
, ج9 , ص35)
sourceLink

زَمَتَهُ زَمْتا

خنقهُ (التاج).
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص593)
sourceLink

قال ابن شميل: ذَعَتَه يَذْعَتُه ذَعْتاً إذا خَنَقه. و كذلك زَمَتَه زَمْتاً إذا خنقه.
theDescriptionIsMachineCreated
(
تهذیب اللغة
, ج2 , ص156)
sourceLink

زَمَتَهُ

او را خفه كرد
(
فرهنگ ابجدی
, ص461)
sourceLink

زَمْتاً:خَنَقَه.
(
المعجم الوسيط
, ص399)
sourceLink

خَنَقَهُ‌
(
تاج العروس
, ج3 , ص56)
sourceLink

زَمَتَ

با وقار و بزرگوار شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص461)
sourceLink

كان جليلاً و قوراً،فهو زَمِيت ج زُمَتَاء،و زِمِّيت و منه قولهم«فلان أزمت الناس»اي اوقرهم
(
المنجد فی اللغة
, ص305)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.