كيهان (اسم) گيهان. جهان. عالم. روزگار. دنيا. گيتى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2387) 
كيهان [ kihān ]بالفتح،عالم،و در فرهنگ بكاف فارسى گفته . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1265) 
به كسر اول بر وزن ايشان به معنى جهان و روزگار و دنيا باشد و به فتح اول هم به نظر آمده است و با كاف فارسى هم درست است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص771) 
بفتح بمعنى عالم است و كيهان خديو يعنى پادشاه عالم فردوسى كفته يكى زشت را كرده كيهان خديو و از كتب پارسيان استنباط افلاك مىشود و كيتى بمعنى عالم عناصر مىآيد و كيان مخفّف كيهان است و كنبد كيان كنبد بلند و رفيع را كويند و در لغت كى مرقوم شد كه بمعنى جبّار و قهار و بلندمرتبه نيز آمده و اين نام را از كيوان كرفتهاند كه مهترين و بلندپايهترين كوكب سياره است ناصر خسرو علوى آسمان بلند را چرخ كيانى كفته چنانكه كفته بنكر بستاره كه بتازد سپس ديو چون زر كدازيده كه بر قير چكانيش مانند يكى جام يخين است شباهنك بزدوده بقطره سحرى چرخ كيانيش كر نيست يخين چونكه چو خورشيد برآيد هر چند كه جوييد نيابيدش نشانيش اينكه صاحب جهانكيرى كيان بضم كاف بمعنى خيمه كرد نوشته برهانى ندارد كه بضم باشد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص618) 
- [بكسر] جهان را گويند. مثالش حكيم خاقانى گويد: بيت همتم بر سر كيهان خورد آب ننگ خشك و تر كيهان چكنم و كهان مختصر آنست [5] مثالش منوچهرى گويد: بيت بود آن همگان را غرض و مصلحت ملك او را غرض و مصلحت شاه كهانست و بمعنى خردان و كوچكان نيز آمده و باين معنى جمع كه باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1108) 
[اسم][فارسی] جهان و روزگار و دنيا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2877) 
جهان باشد.فردوسى گويد: چنين گفت سالار كيهان خديو#كز اينجا برو نزد گودرز و گيو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص16) 