فغاك يعنى ابله و نادان،كه مانند فغ جماد باشد،زيرا كه لفظ آك براى نسبت است،چنانكه در مقدمه گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1050) 
به ضم اول و ثانى به الف كشيده و به كاف زده به معنى ابله و نادان و بىعقل باشد و حرامزاده را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص667) 
- [بغين معجمه. بوزن مغاك] نادان و حرامزاده باشد. مثالش دقيقى گويد: شعر آن كت كلوخ روى لقب كرد خوب كرد زيرا لقب گران نبود بر دل فغاك و منصور شيرازى نيز گويد: [بيت] بذيل حشمت و دولت نمىرسد هرگز قباى جاه ترا دست كيد خصم فغاك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص976) 
بضمّ اوّل بمعنى ابله و نادان در برهان آورده و بمعنى محو و حيرانست زيرا كه لفظ آك براى نسبت است فغاك يعنى منسوب بفغ يعنى چنانكه بت جماد و حيران و نادانست حيران نيز چنين است و چنين كس را فغوار نيز كويند يعنى مانند بت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص553) 
دو معنى دارد اول ابله را گويند دوم حرامزاده.منجيك گفت: بيت آن كت كلوخ روى لقب كرد نيك كرد ايرا لقب گران نبود بر دل فغاك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص184) 
[اسم][فارسی]ابله و نادان و بىوقوف و بىعقل.و خشوك و حرامزاده. و كسى كه زن خود را بحريف ببرد.و زن جلبى بطور ميل و اراده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2575) 
(صفت) ابله. نادان. ¦¦حرامزاده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2129) 
بغيض و حرامزاده و قلتبان و ابله بود.منجيك گفت: آنكت كلوخ روى لقب كرد خوب كرد #ايرا لقب گران نبود بر دلِ فغاك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص92) 
هم ابله بود،و بعضى حرامزاده را گويند.منجيك گفته است: آن كت كلوخ روى لقب كرد خوب كرد#زيرا لقب گران نبود بر دل فغاك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص104) 