bookmark

معنای شبگير

شبگير

وقت سحر پيش از صبح،و مرغى كه وقت سحر آواز حزين كند،و سفر وقت پگاه را نيز گويند،و شبگير كرد يعنى رانده وقت سحر بجايى رسيد،يا آنكه وقت سحر روانه شد.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص921)
sourceLink

با كاف فارسى بر وزن تكبير به معنى صبح و سحرگاه باشد و راهى شدن پيش از سحر و بعد از نيم شب را نيز شبگير گويند و نام مرغى است كه در وقت صبح صداى حزين كند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص562)
sourceLink

- يعنى صبح و سحر. و روان شدن در شب پيش از سحر. مثال معنى اول حكيم قطران گويد: بيت هست مردم را شب و شبگير روى و موى او موى را شب دان مدام و روى را شبگير گير و شيخ نظامى نيز مؤيد اين گويد: بيت شبگير چو چرخ لاجوردى آراست كبوديى بزردى و حكيم خاقانى نيز گويد: بيت اين طفلان بين بشام و شبگير ابجد خوانان لوح تقدير مثال معنى دوم ابن يمين گويد: بيت الا اى خوش نفس باد سحرخيز ز راه لطف يك شبگير برخيز مثال معنى سوم هم او گويد: بيت ز راه لطف يك شبگير در ده وز ان منت بسى بر جان من نه و در فرهنگ نام مرغى نيز باشد كه در صبح آواز دهد و در سامى مرغكيست مانند گنجشك منقار سرخى دارد و در نسخۀ حليمى جانوركى باشد مانند ملخ كه در عمارت و حمامهاى كهنه بهم رسد و شب همه شب آواز كند و كسى را نيز گويند كه قايم الليل باشد و شبها خواب نكند*
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص850)
sourceLink

(صفت فاعلی ، اسم مرکب ، قید مرکب) صبح. سحرگاه. وقت سحر. پيش از صبح. اول صبح. ¦¦حركت كردن مسافر قبل از صبح تا روز به منزل برسد. راهى شدن پيش از سحر و بعد از نيم‌شب. مقابل «ايوار». ¦¦ (اِ مر) مرغى است كه در وقت صبح صداى حزين كند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1778)
sourceLink

[معين فعل‏][فارسی‏]كسى كه در آخر شب بعبادت برخيزد.و هر حيوانى كه در شب بخواند و تغنى كند.و شب.و سحر گاه.و آخر شب.و راهى شدن و سفر كردن پس از نيمۀ شب و سحرگاه. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]حملۀ در شب و يورش شبانه.و چرغد.و بلبل.و يك قسم مرغى كه در وقت صبح آواز حزين كند.و خدمتگارى كه كار و خدمت او شباهنگام بود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2006)
sourceLink

صبح را گويند.نظامى گفته است: شبگير كه چرخ لاجوردى#آراست كبودئى بزردى.
(
فرهنگ قواس
, ص15)
sourceLink

ضرب المثل شبگير

شب نماز شبگير مى‌كند روز آب توى شير مى‌كند

ظاهرا عابد باطنا متقلب.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص504)
sourceLink

هم نماز شبگير مى‌كند،هم آب توى شير مى‌كند

تظاهر به عبادت و تقلب در معامله.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص794)
sourceLink

نه نماز شبگير كن،نه آب توى شير كن

(
فرهنگ عوام
, ص621)
sourceLink

نه تظاهر به مسلمانى كن نه در معامله تقلب.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص754)
sourceLink

شبگير رفتن

سپيده دم عزم سفر كردن يا براهى رفتن.
(
فرهنگ عوام
, ص374)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.