دژخيم [ dajxim ]به كسر اول بر وزن اقليم به معنى دژخم است كه بدخوى و بد طبيعت و بدروى باشد و زندانبان و قلعهبان و نگاهبان و جلاد و خونى را نيز گويند و به معنى بخيل و خسيس و لئيم هم آمده است و به فتح اول نيز درست است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص382) 
بدخوى و قتال باشد.فردوسى گفت: بيت بدژخيم فرمود كين را بكوى ز دار اندر آويز و برتاب روى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص220) 
- [بفتح دال و سكون زاى فارسى و كسر خاء] بد خو و بد طبع را گويند چه اين كلمه مركبست از دژ كه بد باشد و خيم، كه خوى و طبع باشد و جلاد را بواسطه اين دژخيم مىگويند مثالش حكيم فردوسى فرمايد: بيت بدژخيم فرمود كاينرا بگوى بدار اندر آويز و برتاب روى و بمعنى بدخوى و بد طبع هم او فرمايد: شعر كجا جاى ديوان دژخيم بود بدان جايگه ديو را بيم بود و باين معنى دژخم [بحذف ياء] نيز آيد چنانكه فخر گرگانى گويد: بيت چنان شو تواضع كنان سوى او كه باز آيد از دژخمى خوى او و در رسالة النصير بمعنى بخيل و تنگ حال مسطور است . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص548) 
[صفت] [فارسی] بدخوى و بدخواه و بدروى و زشت و بخيل و خسيس و لئيم. و خونخوار. و جلاد. و زندان بان. و قلعهبان و كوتوال و نگهبان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1498) 
بدخوى بود و قتّال را باستعارت دژخيم گفتند.فردوسى گفت: بدژخيم فرمود كاين را بكوى#ز دار اندر آويز و برتاب روى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص139) 
بدخوى بود.فردوسى گويد: كجا جاى ديوان دژخيم بود#بدان جايگه ديو را بيم بود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص95) 
دژخيم (صفت مرکب) بدخوى. بدطبيعت. بدروى. بدخصلت. زشتخو. بدطبع. ¦¦زندانبان. قلعهبان. نگاهبان. ¦¦جلاد. خونى. ميرغضب. سياف. روزبان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1287) 
دژخيم و دژخى و دژخم بحذف يا،بمعنى بدخو،و تند مزاج،چه خيم عادت باشد،و بر جلاد نيز اطلاق كنند،فردوسى گويد: بيت بدژخيم فرمود كين را بكوى بدار اندر آويز و برتاب روى و فخر گرگانى گويد: بيت چنان شو تواضع كنان سوى او كه باز آيد از دژخمى خوى او 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص667) 
دژخم و دژخى و دژخيم بمعنى بدخو و تندمزاج چه خيم بمعنى عادت و خو و در عربى نيز همين معنى دارد و اين نام بيشتر بر جلاد مردمكش اطلاق شود فردوسى كفته بدژخيم فرمود كاينرا بلوى بدار اندر آويز و برتاب رو هم او كفته بدژخيم فرمود تا تيغ تيز برار و تنش را كند ريزريز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص377) 