bookmark

معنی اندخسواره

اندخسواره

اندخس معلوم و واو به الف كشيده و راى بى‌نقطۀ مفتوح قلعه و حصار و جايگاه و پناه و تكيه‌گاه باشد و پناه دهنده و پشتيوان را نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص91)
sourceLink

- [بفتح همزه و دال و راى مهملتين و سكون نون و خاء و سين مهمله] پناه و حصار باشد. مثالش استاد لبيبى فرمايد: شعر ز خشم اين كهن گرگ ژكاره ندارم جز درت اندخسواره
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص95)
sourceLink

(اسم مرکب) قلعه و حصار. قلعۀ شهر. ¦¦ جايگاه. پناه. تكيهگاه. شخصى يا جايى را گويند كه بدان پناه گيرند و تكيه بر آن كنند. پناهگاه. ملجأ. جاى پناه. ملاذ. ¦¦ (ص مر) پناهدهنده و پشتيبان. حمايتكننده.
(
لغت نامه دهخدا
, ص253)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] قلعه و شهر.و پناه.و ملجاء و پناهگاه.و [صفت‏]پناه‌دهنده و پشتيوان و حمايت‌كننده.
(
فرهنگ نفیسی
, ص418)
sourceLink

پشتيوان.
(
فرهنگ قواس
, ص133)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.