التَّعْبان

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای التَّعْبان

تَعبان

خسته،كوفته.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص63)
sourceLink

تَعْبان

تَعِب:«فلان تَعْبان» ¦¦
(طب)ضعيف،مَحْدود النَّشاط‍‌ مِن إِجْهاد أَو مَرَض:«قَلْبٌ‌ تَعْبان»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص149)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.