bookmark

معنی كيسنه

كيسنه

بالكسر و نون مفتوح،ريسمانى كه بر دوك پيچيده باشد،و آنرا دو كچى و فروهه،و فرموك نيز خوانند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1261)
sourceLink

بر وزن اشكنه ريسمانى را گويند كه به وقت رشتن بر دوك پيچيده شود.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص769)
sourceLink

بوزن اسكنه ريسمانى را كويند كه بر دوك پيچيده باشند و آن را دو كچى و فرموك و فروهه نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص616)
sourceLink

ريسمانى بر دوك پيچيده بود چون خامه.
(
صحاح الفرس
, ص288)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]رسن و حبل و ريسمانى كه در وقت رشتن بر دوك پيچيده مى‌شود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2873)
sourceLink

(اسم) ريسمان بر دوك پيچيده. دوكچى. فروهه. فرموك. ريسمانى كه به وقت رشتن بر دوك پيچيده شود.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2379)
sourceLink

ماشوره با ريسمان.عنصرى گفته است: سركه ماند گسسته كيسنه را#دور باشد بتاوه گرسنه را
(
فرهنگ قواس
, ص182)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.