bookmark

معنی كزف

كزف [ kazaf ] [ kazef ]

بالفتح،قير باشد كه با كشتيها مالند،و حين وفايى بمعنى سوادى كه زرگران بكار برند آورده،و بعضى گفته‌اند سيم سياه سوخته،فخرى گويد: بيت رخ دوستان تو بادا سفيد رخ دشمنان تو بادا چو كزف و كسايى گويد: بيت زرگر فرو نشاند كزف سيه بسيم من باز برنشانم سيم سيه بكزف
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1142)
sourceLink

به فتح اول و ثانى بر وزن خزف به معنى قير باشد و آن دارويى است سياه و بدبوى كه بيشتر بر شتران گرگين مالند و نقره و سيم سوخته را نيز گويند و با ثانى مكسور نيز به اين دو معنى آمده است و به ضم اول و سكون ثانى هم گفته‌اند و سوادى را نيز گويند كه زرگران بكار برند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص725)
sourceLink

بر وزن خزف قير باشد كه بر كشتيها مالند فحرى كفته همى تا بتصحيف خواندن توان شرق را بشرق و خزف را حزف رخ دوستان تو بادا سفيد رخ دشمنان تو بادا كزف بعضى كفته‌اند سيم سياه و سوخته است و اين اصح است كسائى مروزى كفته زركر فرونشاند كزف سيه بسيم من باز بر نشانم سيم سيه بكزف
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص582)
sourceLink

- [بفتح كاف و سكون زاى معجمه] قير باشد و بعضى گفته‌اند سيم سياهست و اين اصح است. مثالش شمس فخرى گويد: بيت همى تا بتصحيف خواندن توان شرف را به سرف و خزف را به خرف رخ دوستان تو بادا سپيد دل دشمنان تو بادا چو كزف و در ادات الفضلاء - بكاف فارسى [1] - بهر دو معنى آمده و در شرفنامه كزف و كشف هر دو بمعنى قير و سيم سوخته آمده و حسين وفائى بمعنى سوادى آورده كه زرگران بكار برند و باين بيت كسمايى متمسك شده: بيت زرگر فرونشاند كزف سيه بسيم من باز برنشانم سيم سيه بكزف
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1075)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سوادى كه زرگران بكار برند. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]قير.و نقره و سيم سوخته.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2793)
sourceLink

سيم سوخته.كسائى گفته است: زرگر فرونشاند كزف سيه بسيم#من باز برفشانم سيم سيه بكزف
(
فرهنگ قواس
, ص191)
sourceLink

كزف

(اسم) دارويى سياه و بدبوى كه بيشتر بر شتران گر گرفته مىمالند. ¦¦قير. ¦¦نقره و سيم سياه و سوخته. ¦¦سواد رنگرزى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2274)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.