bookmark

معنای آورد

آورد

بفتح واو،حمله،و آورديدن حمله كردن،و آوردگاه يعنى حمله- گاه و معركۀ جنگ.
(
فرهنگ رشیدی
, ص169)
sourceLink

بر وزن ناورد معروف است كه نقيض برد باشد و به معنى جنگ و پيكار و كارزار هم هست و به عربى «هيجا» خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص42)
sourceLink

- جنگ و مبارزت باشد و آن را ناورد نيز گويند. مثالش شمس فخرى گويد : شعر دليرانش گه ناورد و پرخاش كنند از كينه با بهرام آورد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص27)
sourceLink

جنگ كردن بود .فردوسى گفت: نهادند آورد گاهى بزرگ دو جنگى بكردار درنده گرگ
(
صحاح الفرس
, ص72)
sourceLink

بفتح واو بر وزن ناورد معروف است كه نقيض برد باشد و بمعنى جنك و پيكار و حمله و آورديدن بمعنى حمله كردنست و آوردكاه حمله كاه و معركه جنك شعر بآورد كه رفت چون پيل مست كمندى بباز و كمانى بدست ابو الفرج رونى كفته شعر ز نعل خنكش‌؟؟؟ روى زمين كه آورد پر از بشيره شود همچو پشت ماهى شيم آوردكاه بمعنى محل جنك
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص125)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]جنگ و نبرد و پيكار و كارزار و رزم و هيجا.
(
فرهنگ نفیسی
, ص49)
sourceLink

(اسم) جنگ. نبرد. ناورد. كارزار. جنگ. مبارزت. پيكار. رزم. پرخاش. جدال. هيجا. ¦¦ميدان. ميدان جنگ. نبردگاه. ¦¦
(صفت مفعولی مرخم) در كلمات مركب چون آبآورد و بادآورد و بزمآورد و راهآورد و رهآورد و مادرآورد، مخفف آورده و آوريده است.
(
لغت نامه دهخدا
, ص65)
sourceLink

جنگ باشد.ناورد جنگ دو كس باشد يا دو لشكر.فردوسى گفت: ز ناورد و آورد او در نبرد#رسد تا بگردون گردنده گرد.
(
لغت فرس
, ص32)
sourceLink

هم جنگ بود.نظامى گويد: مادى زبراى او بناورد #او،روى بفتح دشمن آورد ديگر نظامى گفته است: دل مرد جنگى از آن چيز جنگ#بآورد گه اندر آورد تنگ
(
فرهنگ قواس
, ص166)
sourceLink

اورد

(اسم) ←آورد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص273)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.