السَّطْحِيّ نسبت به(السطْح)است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ناقص و آنچه كه ناتمام باشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص486) 
سَطْحيّ بيرونى،سطحى،رويهاى؛ مسطح؛سطحى،كمعمق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص286) 
سَطْحِيّ مُتَعلِّق بالمظاهِر الخارجيَّة،لا ينبع من الدَّاخِل:«تَقْوى سَطحيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لا تعمُّقَ فيه: «فِكْرةٌ سَطْحيَّة»،«آراء سَطْحيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ناقِص،مُقْتصِر على أَبْسَط حَدّ،لا تكثُّف فيه: «مَعْلومات سَطْحيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غير جدِّيّ:«خِصام سَطْحيّ»، «قراءَة سَطحيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خارجيّ،ما يبدو على السَّطْح،ظاهريّ، «طَبَقاتُ قِشرةِ الأَرض السَّطحيَّةُ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَحصور في السَّطح:«تمدُّد سَطحيّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَحْصور في سَطْح جِسْم لا يَتَعدَّى الظَّاهِر مِنه و لا يَصِل إلى الدَّاخِل:«جُرْح سَطْحِيّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صُوريّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص667) 
سَطْحيًّا على نحوٍ سَطْحيّ،بحيث لا يوجد إلاَّ على ظاهر الجلد: «جُرِحَ سُطْحيًّا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بدون تعمُّق: «عَرَفَ الشَّيءَ سَطْحيًّا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ظاهِرِيًّا،خارجيًّا:«يبدو فَرِحًا،لكنَّه ليس كذلك إلاَّ سَطْحيًّا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص667) 
معلوماتٌ سَطْحِيَّة اطلاعات و دانش كم.معلومات سطحي. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص486) 
جُرحٌ سَطْحيّ زخم سطحى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص286) 