بج بالفتح پالايش شراب و مانند آن،و بالضم بز،و بالكسر برنج،و در نسخۀ سرورى،بالفتح درون دهان،كه لنبوس و آكپ نيز گويند،فخرى گويد: بيت بى مدحت تو هر كه دهانرا بگشايد دندانش كند چرخ برون يك بيك از بج و در فرهنگ بدين معنى بضم باى تازى و جيم فارسى گفته،و ظاهرا اين بيت را چنين خوانده،و حال آنكه قافيۀ آن بر فتح و جيم تازيست،و بيت پوربها كه شاهد آورده سند نميشود،زيرا كه قافيۀ آن شعر كاف تازيست نه جيم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص250) 
به فتح اول و سكون ثانى زهاب و پالايش آب و شراب و امثال آن باشد و اندرون دهان را نيز گويند و گوشت روى را هم گفتهاند كه نزديك به كنار لب باشد و به ضم اول بز را گويند كه برادر گوسفند است و به عربى معز خوانند و به كسر اول به معنى برنج باشد كه به عربى ارز گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص126) 
- [بفتح باء] اندرون دهان باشد. مثالش شمس فخرى فرمايد: شعر بىمدحت تو هر كه دهان را بگشايد دندانش كند چرخ برون يك بيك ازبج كذا فى التحفه و در فرهنگ [بضم باء و آخر جيم فارسى ] باين معنى آمده و بمعنى موى پيش سر نيز آورده. اما در سامى فى الاسامى بمعنى گوشت روى باشد نزديك كنارۀ لب و بمعنى پالايش آب و زهاب نيز آمده و در فرهنگ [بفتح با] پالايش آب و شراب و امثال آن و [بضم باء] بز باشد و بكسر باء برنج. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص123) 
بفتح اول و سكون ثانى زهاب و پالايش آب و شراب و مانند آن بكسر بمعنى برنج و آن را بنج نيز كويند و آن پارسى دريست و در تبرستان متداولست و بمعنى بز نيز آوردهاند و بفتح در نسخه سرورى ؟؟؟درون دهان كه آن را لنبوس و آكب كويند فخرى كفته شعر بىمدحت تو هركه دهان را بكشايد دندانش كند چرخ برون يك بيك از بج رشيدى كفته در فرهنك جهانكيرى بضم باى تازى و جيم پارسى كفتهاند ظاهر اين بيت را چنين خواندهاند و حال آنكه قافيه آن بر فتح جيم تازى است و بيت پوربها شاهد نمىشود 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص152) 
[اسم][فارسی]زهاب و پالايش آب و شراب و مانند آن.و اندرون دهان.و گوشت روى كه نزديك بكنار لب باشد.و محل برآمدۀ از صورت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص533) 
(اسم) اندرون دهن. درون دهان. لنبوس. آكپ. ¦¦گوشت لب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص360) 
رخ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص81) 