bookmark

معنی تز

تز

بالفتح،كچل،سوزنى گويد: بيت نخواهم مغز گوز از بهر آنرا كه مغز گوز خوردن سر كند تز و مرغيست كه بيشتر در بوستانها بود،و نيكو نتواند پريد،و آواز حزين دارد، رودكى گويد: بيت بس لطيف آمد بوقت نو بهار بانگ رود و بانگ كبك و بانگ‌تز و بمعنى دندانۀ كليد بنون و زاى فارسى است چنانكه بيايد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص429)
sourceLink

به فتح اول و سكون ثانى كل و كچل را گويند يعنى سرى كه زخم يا جاى زخم در آن باشد و نام مرغكى است خوش آواز و كم سكون و بيشتر در گلستانها مى‌باشد و آن را به عربى صعوه مى‌گويند و دندانه كليد را نيز گويند و برگ نوبر آمده از درخت را هم مى‌گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص241)
sourceLink

بفتح اول و سكون ثانى كَل و كچل و سرى كه زخم يا جاى زخم در آن باشد سوزنى كفته شعر نخواهم جوز مغز از بهر آن را كه مغز جوز خوردن سر كند تز و نام مرغكى است خوش‌آواز در بوستان آوازى حزين دارد رودكى كفته شعر بس لطيف آمد بوقت نوبهار بانك رود و بانك كبك و بانك تز و دندانۀ كليد كه در برهان آورده غلط است بنون و زاى فارسى است يعنى نژ و در مقام خود خواهد آمد و بمعنى برك نوبر آمده در برهان است در رشيدى نيست
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص268)
sourceLink

- [بفتح] همان تر مرقوم، كه در باب راء گذشت، مثالش استاد رودكى گويد: بيت چون لطيف آيد بگاه نوبهار بانگ رو دو بانگ كبك و بانگ تز و ديگر بمعنى دندانۀ كليد نيز باشد. مثالش شاعر گويد : بيت دهگان بى‌دهست و شتربان بى‌شتر پالان بى‌خرست و كليد تهى ز تز
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص298)
sourceLink

مرغى بود كوچك بلون خشينه و بر جهد و نيك نتواند پريدن و در گلستانها بيشتر بود.رودكى گفت: بيت چون لطيف آيد بگاه نو بهار بانگ رود و بانگ كبك و بانگ تز
(
صحاح الفرس
, ص125)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] كل و كچل. و مرغكى خوش آواز كه بتازى صعوه گويند. و دندانۀ كليد. و برگ نو برآمدۀ از درخت.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص864)
sourceLink

(صفت) كل. كچل. تاس.
(
لغت نامه دهخدا
, ص736)
sourceLink

مرغكى بود كوچك و خشينه يعنى سپيد،وقت بهار در باغها نشيند. شاعرى گويد: چون لطيف آيد بوقت نوبهار#بانگ رود و بانگ كبك و بانگ تز
(
فرهنگ قواس
, ص63)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.