وَ قٰالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنٰا قٰالُوا أَنْطَقَنَا اَللّٰهُ اَلَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ (آیه 21/سوره فصلت) 
تصريح شده كه گوشها و چشمها و پوستها روز قيامت بر اعمال آدمى گواهى دهند، ممكن است بگوئيم مراد از شهادت، شهادت طبعى است مثل ضخيم شدن پوست دست كارگر ولى آيۀ بعدى ميگويد: بپوستهاى خود (پرخاش كرده) گويند: چرا بر عليه ما گواهى داديد؟! معلوم ميشود كه پوست با شعور بوده و سخن انسان را خواهد شنيد، آنوقت جواب پوستها عجيب است كه خواهند گفت: أَنْطَقَنَا اَللّٰهُ اَلَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ خدائيكه هر چيز را بسخن در آورده ما را بسخن و تكلّم در آورد. از اين روشن ميشود كه در قيامت تكامل بحدّى خواهد رسيد كه همه چيز زنده و همه چيز ناطق و همه چيز با شعور خواهد بود و انسان با دست و پاى خود سخن گفته و جواب خواهد شنيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج7 , ص80) 
نطق و منطق بمعنى سخن گفتن است در قاموس گويد: «نَطَقَ يَنْطِقُ نُطْقاً و مَنْطِقاً و نُطُوقاً» يعنى تكلّم كرد با صوت و حروفيكه معانى با آنها فهميده ميشود. در مجمع از اهل عربيّت نقل كرده كه نطق در غير بنى آدم بكار نرود و در غير انسان صوت گويند. راغب نيز آنرا مسلّم دانسته و گويد: در غير انسان بالتبع گفته شود. ولى مجمع از مبرّد نقل ميكند: هر كه از خود چيزى را بيان كند ناطق و متكلّم خوانده ميشود. قرآن كريم آنرا در انسان، پرندگان، كتاب و هر شىء بكار برده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج7 , ص79) 
وَ قٰالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنٰا قٰالُوا أَنْطَقَنَا اَللّٰهُ اَلَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ (آیه 21/سوره فصلت) 
از اين روشن ميشود كه در قيامت تكامل بحدّى خواهد رسيد كه همه چيز زنده و همه چيز ناطق و همه چيز با شعور خواهد بود و انسان با دست و پاى خود سخن گفته و جواب خواهد شنيد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج7 , ص81) 
نطق و منطق بمعنى سخن گفتن است در قاموس گويد: «نَطَقَ يَنْطِقُ نُطْقاً و مَنْطِقاً و نُطُوقاً» يعنى تكلّم كرد با صوت و حروفيكه معانى با آنها فهميده ميشود. در مجمع از اهل عربيّت نقل كرده كه نطق در غير بنى آدم بكار نرود و در غير انسان صوت گويند. راغب نيز آنرا مسلّم دانسته و گويد: در غير انسان بالتبع گفته شود. ولى مجمع از مبرّد نقل ميكند: هر كه از خود چيزى را بيان كند ناطق و متكلّم خوانده ميشود. قرآن كريم آنرا در انسان، پرندگان، كتاب و هر شىء بكار برده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج7 , ص79) 
اَلنُّطْقُ في التّعارُف: الأصواتُ المُقَطّعة التي يُظْهِرُها اللّسانُ و تَعِيهَا الآذَانُ. و لا يكاد يقال إلاّ للإنسان، و لا يقال لغيره إلاّ على سبيل التَّبَع. نحو: اَلنَّاطِقُ و الصَّامِتُ، فيراد بالناطق ما له صوت، و بالصامت ما ليس له صوت، و لا يقال للحيوانات ناطق إلاّ مقيَّداً، و على طريق التشبيه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص811) 
قيل: أراد الاعتبارَ، فمعلومٌ أنَّ الأشياءَ كلّها ليستْ تَنْطِقُ إلاّ من حيثُ العِبْرَةُ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قيل: إن ذلك يكونُ بالصَّوْت المسموعِ، و قيل: يكونُ بالاعتبار، و اللّهُ أعلمُ بما يكون في النَّشْأَةِ الآخرةِ. و قيل: حقيقةُ النُّطْقِ اللَّفْظُ الّذي هو كَالنِّطَاقِ للمعنى في ضَمِّهِ و حصْرِهِ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص812) 
واژه نُطْق - در عرف سخن صداهاى جدا جدائى است كه زبان آن را آشكار مىكند و گوشها آن را مىشنوند و حفظ مىكنند. واژه نُطْق - يعنى سخن گفتن همواره در مورد انسان بهكارمىرود نه در غير او مگر به روش پيروى از آن معنى مثل - نَاطِق و صامت - منظور از ناطق چيزى است كه خدا دارد و صامت بىصدا است به حيوانات ناطق نمىگويند مگر آن را مقيد كنند يا به روش تشبيه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص354) 
گفتهاند اين پرسش و نطق با همان صوت و صدائى است كه شنيده مىشود و يا اينكه بهمان معنى اعتبارى است كه قبلا شرح داده شد و خداوند به آنچه كه در حيات آخرت رخ مىدهد داناتر است، و نيز گفته شده حقيقت نطق و سخن لفظى است كه مانند نطاق يعنى كمربند كه بر تن انسان قرار مىگيرد و آن را در ميان مىگيرد سخن و نطق هم از همين معنى است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص357) 
درباره اين آيه گفته شده، مقصود اعتبار و پند گرفتن است كه اعضاء انسان بر كارهاى زشت او در قيامت گواهى مىدهد و معلوم است كه اشياء نطق و سخنشان همان جهت عبرت گرفتن از وجود آنهاست كه خرد نوعى نطق است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص356) 
الإِنطاق: أنطقه اللّٰه تعالى فنطق. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج10 , ص6648) 
قٰالُوا أَنْطَقَنَا اَللّٰهُ اَلَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ (آیه 21/سوره فصلت) 
قيل: أراد الاعتبارَ، فمعلومٌ أنَّ الأشياءَ كلّها ليستْ تَنْطِقُ إلاّ من حيثُ العِبْرَةُ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص812) 