دهاز و دهاژ با زاى هوز و زاى فارسى هر دو آمده است بر وزن نماز بانگ و فرياد و نعره را گويند و به كسر اول دره و شكاف كوه را و به معنى اول به كسر اول و به معنى ثانى به فتح اول هم به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص404) 
نعره باشد.فرخى گفت : بيت فرخى بندۀ تو بر در تو از نشاط تو بركشيد دهاز و در بعضى نسخها«رهاز» است براى غير معجم و العهدة على الراوى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص126) 
بفتح و زاى فارسى در آخر بمعنى نعره و فرياد است فرخى كفته فرخى بر در تو بنده تست از نشاط تو بركشيده دهاز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص394) 
[اسم] [فارسی] بانگ و فرياد و نعره. و غار و مغازه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1563) 
(اسم) بانگ و فرياد. نعره. ¦¦دهار. غار و شكاف كوه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1386) 
بانگ و فرياد.فرخى گفته است: فرخى بندۀ تو بر در تو#از نشاط تو بركشيده دهاز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص192) 