bookmark

معنی جهودانه

جهودانه

رودۀ گوسفند كه درون آن بچيزى بياگنده پخته باشند،و بعربى لقانق بضم لام و كسر نون،گويند،و نام درختى است كه صمغ دارد،و نيز بمعنى مانند جهودان،و پارۀ زرد كه يهودان بر كتف دوزند،و مشهور بدينمعنى يهودانه است، خاقانى گويد: بيت فلك را جهودانه بر كتف ازرق يكى پارۀ زرد كتان نمايد
(
فرهنگ رشیدی
, ص555)
sourceLink

- امعاى گوسپند باشد كه اندرون آن را بياكنده باشند و بعربى آن را لقانق گويند [بضم لام و كسر نون ] و نام درختى نيز باشد كه كوژده صمغ آنست . در يكى از نسخ بمعنى پارچۀ زردى كه يهودان بر كتف دوزند و غيار نيز گويند هم آمده.*
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص362)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] چرب روده كه درون آن را از گوشت و مصالح پر كرده باشند. و درختى كه صمغ آن انزروت است. و پارچۀ زرد كه جهودان بر دوش دوزند. ¦¦
[صفت‏] [فارسی‏] منسوب و متعلق بجهود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1148)
sourceLink

(اسم مرکب) روده كه درون آن را با گوشت و مصالح پر كرده باشند. امعاى گوسفند كه درون آن را پر كنند و بپزند. سوسيس. ¦¦
(صفت نسبى ، قید مرکب) مانند جهود. چون يهودى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص905)
sourceLink

چرب روده.
(
فرهنگ قواس
, ص144)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.