بتكوب بفتح با و سكون تا و واو مجهول،ريچاليكه از مغز گردگان و ماست، و شبت سازند،فخرى گويد: مصراع لوزينه در مذاقش بتكوب مينمايد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص246) 
با واو مجهول بر وزن مطلوب ريحانى باشد كه از مغز جوز و شير و ماست و شبت سازند و به جاى باى آخر تاى قرشت هم گفتهاند كه بر وزن فرتوت باشد و به جاى كاف لام نيز به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص125) 
با اول مفتوح بثانى زده و كاف مضموم و واو مجهول ريچالى باشد كه از مغز جوز و شير و ماست و شبت سازند و خورند شمس فخرى كفته شعر بر دشمن در او شد روز تيره و ز غم لوزينه بر مذاقش بتكوب مىنمايد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص151) 
- [بتاى قرشت و كاف، بوزن محبوب] ريچاليست كه از مغز گردكان و شير و ماست راست كنند مثالش شمس فخرى گويد: بيت بر دشمن در او شد روز تيره وز غم لوزينه در مذاقش بتكوب مىنمايد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص119) 
ريچارست كه از مغز گردكان و شير و ماست كنند.خجسته گفت:بيت بسنده نكردم به بتكوب خويش بر آن شدم كز منش شير بيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص35) 
اچارى باشد كه از جغرات و جوزو سير بسازند.خجسته گفته است: بسنده نكردم به بتكوب خويش#بر آن شدم كز منش سير بيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص147) 
بتكوب ( batkub )و بتكوت [ betkut ][اسم][فارسی]ريچالى كه از مغز جوز و شير و ماست و شبت سازند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص530) 