يوك بواو معروف،سيخ آهنى كه بر زير تنور نهند،و بريان از ان آويزند،و بلسك نيز گويند،و در نسخۀ سرورى آنچه نان بر ان نهند و در تنور كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1532) 
- [بوزن دوك] آنچه نان بر آن نهند و در تنور بندند. كذا فى المؤيد [5] و در فرهنگ بمعنى (1)در برهان است كه جمعى قليل و مردم كمى را گويند كه در مقدمه و پيشاپيش لشكر براه روند و بتركى قراول خوانند و پاس و پاسبانان را نيز گفتهاند و بمعنى جاسوس هم آمده است. (برهان). (2)ناب. (3)در برهان معنى شبنم و خالص و بىغش نيز دارد. (4)در برهان معنى غلطيدن و مراغه كردن حيوانات نيز دارد. (5)نابند. ميل آهنين كه بر زير تنور نهند و بريان از آن آويزند آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1559) 
بواو معروف سيخ آهنى كه بر زبر تنور نهند و بريان از آن آويزند و كفتهاند آنچه نان بر آن نهند و در تنور كنند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص764) 
(اسم) بالش گرد و كوچكى كه خمير نان را بر روى آن مىگسترانند و به ديوارۀ تنور مىچسبانند. ¦¦سيخ آهنى كه بالاى تنور مىنهند و بريان را بر آن مىآويزند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3223) 
[اسم][فارسی]رفيده يعنى گرد بالشى كه ارلته دوخته و خمير نان را تنك كرده بروى آن گسترانند و بر تنور چسبانند.و سيخ آهنى كه بر بالاى تنور نهند و بريان را بر آن آويزند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص4020) 
يوك آنچه نان برو نهند و در تنور زنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص149) 