هنگفت [ hongoft ]بالفتح و ضم كاف فارسى،سطبر و گنده،خواه آدمى و خواه جامه و غير آن،سنايى گويد: بيت بهترين جامۀ بود هنگفت مر مرا اوستاد چونين گفت و ابن يمين گويد: بيت فرستادم بخدمت رقعۀ وى بدست پهلوى هنگفت و لمتر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1505) 
به فتح اول و فاى ساكن بر وزن انگشت به معنى گنده و سطبر و ضخيم باشد و اين معنى را بر جامه و پارچۀ پوشيدنى بيشتر اطلاق كنند و به ضم اول هم آمده است و كنايه از بسيار هم هست و صاحب مؤيد الفضلا به جاى نون تاى قرشت آورده است كه هتگفت باشد و در جاى ديگر نيز به تاى قرشت نوشتهاند اللّه اعلم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص964) 
- [بفتح ها و سكون نون وفاء و ضم گاف] سفت و سطبر باشد و بر جامه بيشتر اطلاق كنند چنانكه شيخ سعدى گويد بمعنى سفت: شعر كمان كشيد و نزد بر هدف كه نتوان دوخت مگر بسوزن فولاد جامۀ هنگفت و در نسخۀ ميرزا بجاى - نون تاء - آورده كه هتگفت باشد. بمعنى سطبر ابن يمين گويد: بيت كريم الدين تو آن خسرو نژادى كه گردان را بتو باشد تفاخر فرستادم بخدمت رقعهاى دى بدست پهلوى هنگفت [و] لمتر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1511) 
[صفت][فارسی]گنده و ستبر و كلفت و ضخيم. و بسيار و وافر.و پارچه ساده و هموار و سخت بافته شده.و قسمى از بالاپوش زنان.و ملحفه پنبهاى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3975) 
جامۀ سفت.سنائى گويد: در زى آن راز از چه گفتست#سوزنم كند جامه هنگفت است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص153) 
هنگفت (صفت) گنده و سطبر و ضخيم. ¦¦كنايه است از بسيار. زياد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3184) 