كلوته بضمتين و واو مجهول و تاى مفتوح،كلاه گوشهدار پر پنبه،سوزنى گويد: بيت صوفى شدى ز صوف و كله شد لباس تو چون صوفيان كلوته بسر بر عقيق رنگ و اوحدى گويد: بيت بر نهى ميزر و كلوته بسر دل پى سيم و چشم از پى زر و در سامى گويد:كلوته براى زنان بمنزل كلاه باشد براى مردان،و بتازى شبكه خوانند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1181) 
به ضم اول و ثانى به واو مجهول كشيده و فتح تاى قرشت كلاهى را گويند گوشهدار و پرپنبه كه بيشتر به جهت طفلان دوزند و گوشهاى آن را در زير چانه ايشان بندند و به معنى حلقه دام و دامك دوشيزگان و دختركان هم هست و آن روپاكى باشد مانند دام كه دختركان بر سر كنند و به عربى شبكه خوانند و روپاك و مقنعه را نيز گويند عموما و بعضى گويند كلوته از براى دختركان بهمنزله كلاه است و به اين معنى با كاف فارسى هم آمده است و اصح آن است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص742) 
- [بضم كاف و فتح تاء] حلقۀ دام دختران دوشيزه باشد كذا فى تحفة السعادة و در شرح سامى مسطور است كه كلوته از براى زنان بمنزلۀ كلاهست از براى مردان و آن را بعربى شبكه گويند و در فرهنگ كلاهى باشد گوش دار كه پر پنبه كنند [3]. مثالش اين بيت حكيم سوزنى آورده: بيت صوفى شدى ز صوف سيه شد لباس تو چون صوفيان كلوته بسر بر عقيق رنگ و حكيم اوحدى نيز گويد: بيت بر نهى ميزر و كلوته بسر دل پى سيم و چشم در پى زر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1146) 
بضم اوّل و فتح تاى قرشت كلاهى كه پنبهدار باشد و كوش طفال را بپوشد و بعضى درويشان نيز بر سر كيرند سوزنى كفته صوفى شدى و صوف سيه شد لباس تو چون صوفيان كلوته بسر بر عقيق رنك شيخ اوحدى در جام جم كفته بر نهى ميزرو كلوته بسر دل پى سيم و چشم در پى زر در سامى كفته كلوته براى زنان بمنزله كلاه باشد براى مردان و بكاف پارسى اصح است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص595) 
كلاهى كه براى اطفال دوزند و كوشهاى آن را در زير كلوى آنها بندند كه از سرشان نيفتد و وجه تسميه آن ظاهر است و بكاف عربى صحيح نيست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص640) 
(اسم) كلاهى گوشهدار و پر پنبه كه بيشتر براى طفلان دوزند و گوشههاى آن را در زير چانۀ ايشان بندند. ¦¦بمعنى حلقۀ دام. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2312) 
[اسم][فارسی]حلقۀ دام.و دامك دوشيزگان كه بمنزلۀ كلاه است مر پسران را و آن رو پاكى باشد مانند دام كه دخترگان بر سر كنند و بتازى شبكه نامند.و كلاه گوشهدار پر پنبه كه بر سر كودكان پوشند و گوشه هاى آن را زير چانه بندند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2828) 
حلقۀ دام 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص77) 
دامك : 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص150) 