bookmark

معنی گرزن

گرزن

بالفتح،تاج مرصع كه ملوك در قديم بالا مى‌آويختند،و گاهى بر سر ميكردند،اسدى گويد: بيت يكى گرزن از گوهر آميخته ز بالاى تخت اندر آويخته و منوچهرى گويد: بيت شبى گيسو فرو هشته بدامن پلاسين معجر و قريش گرزن و بعضى بكاف تازى گفته‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1134)
sourceLink

بر وزن ارزن تاج مرصعى بوده كيان را بسيار بزرگ و سنگين و آن را بر بالاى تخت محاذى سر ايشان با زنجير طلا مى‌آويخته‌اند گويند در آن صد دانه مرواريد بود هر يك به قدر بيضه گنجشكى و آن به انوشيروان رسيده و عربان آن را قنقل بر وزن منقل گفتندى و قنقل كيله و پيمانه بزرگ را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص784)
sourceLink

(اسم) تاج مرصع بسيار بزرگ و سنگين كه آن را بر بالاى تخت محاذى پادشاهان با زنجير طلا مىآويختند. ¦¦از جملۀ مهمترين انواع گلآذينهاست كه هر دمگل آن به يك گل ختم مىشود از يك طرف يا دو طرف آن دمگلهاى ديگر بيرون مىآيد كه به گلى ختم مىشود و گرزن يك طرفى يا دو طرفى مىسازد و ممكن است متناوباً يك دم از گلى از راست و يكى از چپ خارج شود.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2414)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]تاجى بزرگ مر پادشاهان كيان را كه تا عهد نوشيروان باقى بود و تازيان آن را قنقل گفتندى.و گويند آن تاج بقدرى بزرگ و سنگين بود كه با زنجير بر بالاى تخت مى‌آويختندش و در آن يك‌صد دانه مرواريد بود هر يك باندازۀ تخم گنجشك.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2893)
sourceLink

تاجى از دينار و جواهر نشانده باشد.يوسف عروضى گفته است: او مير نيكوان جهانست و نيكويى#تاجست سال و ماه مر او را و گرزنست
(
فرهنگ قواس
, ص150)
sourceLink

ضرب المثل گرزن

چون ماكيان را حكه غالب آيد منقار بر گرزن خروسان زند.

(
امثال و حکم
, ج2 , ص667)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.