آهيانه بكسر ها و ياى مثناة و نون،استخوان بالاى دماغ كه بتازى قحف گويند، و در جهانگيرى بهاى موقوف،بمعنى شقيقه،و در بعضى فرهنگها بمعنى كاسۀ سر آورده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص177) 
به كسر ثالث بر وزن تازيانه استخوان بالاى دماغ را گويند و آن را به عربى «قحف» خوانند و به معنى شقيقه و كاسه سر هم آمده است و كام را نيز گويند كه فك اعلى باشد ليكن آنجا كه به حلقوم نزديك است و به عربى «حنك» مىگويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص45) 
با ياى حطى بر وزن شهدانه مخفف آهيانه است كه شقيقه و كاسه سر و دماغ و حلقوم باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص103) 
- [به هاء و ياى حطى و نون بوزن رازيانه] استخوانيست كه بر بالاى دماغ واقعست و آن را بتازى قحف خوانند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص105) 
بوزن تازيانه استخوان بالاى دماغ كه آن را بعربى قحف خوانند ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
مخففّ آهيانه است كه شقيقه و كاسۀ سر و دماغ و حلقوم باشد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص130) 
(اسم) استخوان بالاى مغز از كاسۀ سر. قحف. ¦¦كام. فك اعلى يعنى آنجاى كه به حلقوم نزديك و به عربى حنك باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص71) 
[اسم][فارسی]كاسۀ سر و جمجمه.و خنك و حلقوم.و يك طرف از سر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص54) 
كاسۀ سر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص78) 