التَّجْعيد

مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای التَّجْعيد

تجعيد

جعد كردن موى
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ص327)
sourceLink

موى را موج گردانيدن
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ص330)
sourceLink

تَجْعيد

مص ¦¦
(ز)ما يظهر من خطوط‍‌ على الوجه ¦¦
ج تجاعيد:مرض التَّجعُّد
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص204)
sourceLink

مداخل هم ریشه التَّجْعيد

الجيم و العين و الدال أصلٌ‌ واحد،و هو تقبُّض فى الشئ.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص462)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.