المُتْلَف

مصدر میمی ثلاثی مزید باب إفعال
bookmark

معنای المُتْلَف

مُتْلَف

تالِف،فاسِد:«بضائع مُتْلَفة» ¦¦
مُجْهَد و مُنْهَك حتى التَّلاشي:«كانت صِحَّته مُتْلَفة»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص151)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.