الزَّوْحِ قيل: هو مأْخوذ من الزَّوْحِ، و هو السَّوْقُ الشديد، و كذلك الذَّوْحُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص468) 
الزَّوْحُ تَفْرِيقُ الإِبلِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جَمْعُها إِذا تَفَرَّقَتْ، فهو ضِدُّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَّوَلانُ و التَّبَاعُدُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص74) 
تفريق الإِبل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَّوَلانُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص561) 
التهذيب: الزَّوْحُ تفريق الإِبل، و يقال: الزَّوْحُ جَمْعُها إِذا تفرّقت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الزَّوَلانُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص470) 
زاح الشيء يزُوح زَوحا و زَوَحانا : زال و تباعد.و أزاحه :أزاغه من موضعه و نحّاه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1346) 
زوح - الزَّوْحُ : تَفْريقُ الإِبِلِ ، و جَمْعُها، ضِدٌّ، و الزَّوَلانُ ، و التَّباعُدُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص310) 
زوح در مجمل اللّغه بمعنى زيح است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص699) 