وَخَّاهُ للامر تَوْخِية وجَّهَهُ له; نقلَهُ اللَّيْث. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج20 , ص282) 
وجَّهَهُ له. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج4 , ص461) 
وجَّههُ لهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص738) 
وَخَّى الأَمْرَ فقط آن را خواست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص979) 
تطلَّبه دون سواه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص892) 
تحرَّاهُ في الطلب يقال «وخَّى رضى فلانٍ». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص738) 
وَخَّاه قصد كردن،آهنگ كردن،نيت كردن(چيزى يا انجام كارى را)،در پى(كارى يا چيزى)برآمدن، در نظر گرفتن،آرزو كردن(چيزى را). هدايت كردن،راندن، راه نمودن(كسى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص739) 
وَخَّاهُ لِلأَمر او را پى كارى فرستاد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص979) 
وَجَّهه لهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص892) 
وجَّههُ له. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص1020) 
وَخَّاهُ الأَمرَ وجَّههُ له. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص1020) 