bookmark

معنی كندامويه

كندامويه

بضم كاف و ميم،مويى كه چون طفل بزايد بر بدن او باشد.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1212)
sourceLink

به ضم اول و ميم موى مادرزاد باشد يعنى مويى كه چون طفل زاييده شود در بدن او باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص750)
sourceLink

- [بضم كاف و ميم] موى مادرزاد باشد يعنى موئى كه چون طفل بزايد بر بدن او باشد و در شرح سامى فى الاسامى مسطورست كه: «كندامويه، اول ما ينبت من الريش و الشعر».
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1149)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] موهائى كه چون طفل زائيده شود در بدن وى باشد.و پرهاى زرد رنگ خردى كه در بدن چوزۀ مرغ است.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2845)
sourceLink

(اسم مرکب) موى مادرزاد يعنى مويى كه چون طفل زاييده شود در بدن او باشد. ¦¦پرهاى زردرنگ خردى كه در بدن چوزۀ مرغ است.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2341)
sourceLink

موى مادرزاد
(
فرهنگ قواس
, ص79)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.