پژاوند بالفتح،چوبيكه پس در افگنند،تا غيرى باز نتواند كرد،و اين مركبست از پژ،و آوند،يعنى نسبت دارد بكوه در قوت و محكمى،و آوند كلمۀ نسبتست،چنانكه در مقدمه گذشت،فخرى گويد: بيت در هم شكند ار چه بود حصن عدو را از سد سكندر در و از قاف پژاوند و حسين وفايى پژوند باينمعنى آورده،و گفته كه پژاوند چوبيكه گازران بر جامه زنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص304) 
بر وزن دماوند چوبى باشد كه در پس اندازند تا در گشوده نگردد و چوب گازران را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص201) 
بمعنى پساوند است يعنى چوب پشت در كه براى باز نشدن در در پشت در اندازند و اين مركب است از پژ و آوند و پژ بمعنى كوه و كتل مرقوم شده و اوند نسبت است يعنى در محكمى نسبت دارد بكوه فخرى كفته درهم شكند كرچه بود حصن عدو را از سدّ سكندر درو از قاف پژاوند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص230) 
دو معنى دارد اول چوبى باشد كه در پس در افكنند تا در را باز نتوان كرد . (رودكى گفت: [بيت] دل از دنيا بردار بخانه بنشين پست در خانه فرو بند بفلخ و بپژاوند يعنى بفلق و چوب) .دوم چوبى را گويند كه جامه را بوقت شستن بر او زنند . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص75) 
- [به زاى فارسى. بوزن دماوند] چوب پس در باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت درهم شكند ارچه بود حصن عدو را از سد سكندر در و از قاف پژاوند و حسين وفائى پژوند نيز باين معنى آورده و گفته كه پژاوند آن چوب را گويند كه گازران بر جامه زنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص219) 
[اسم][فارسی]كدين. و چوب گازران. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص732) 
(اسم) چوب ستبرى كه پشت در مىاندازند تا باز نشود. ¦¦چوبى كه جامه را هنگام شستن بر آن زنند. چوب گازران. كدين. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص585) 
چوبى باشد كه از پس درافگنند و بوقت جامه شستن جامه را بدو كوبند و او را سكنبه و چنبه و فدرنگ نيز گويند.رودكى گفت: دل از دنيا بردار و بخانه بنشين پست#فرا بند در خانه بفلج و بيژاوند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص35) 
چوبى باشد كه پس در افگنند تا كسى باز نتواند كرد.رودكى گفته است: بردار دل از دنيا بنشين توبخانۀ خويش#بربند در خانه بفلج و بپژاوند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص127) 
پژامند ( pajāmand )و پژاوند [اسم][فارسی]چوبى كه در پس دراندازند تا گشوده نگردد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص732) 