bookmark

معنای آموده

آموده

بر وزن آسوده لعل و مرواريد و امثال آن را گويند كه در رشته كشيده شده باشد و به معنى پر كرده و مملو ساخته هم هست و آراسته و پيراسته را نيز گويند و ترجمه لفظى است كه در عربى «مندرج خوانند».
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص41)
sourceLink

- [بميم بوزن آلوده] يعنى آراسته و آميخته شده مثال معنى اول را شيخ نظامى گويد: شعر دو خرگه داشتى خسرو مهيا بر آموده بگوهر چون ثريا مثال معنى دوم هم او فرمايد: بيت بخوى خوش آموده به گوهرم بر اين زيستم هم بر اين بگذرم و معنى اول نيز از اين بيت مستنبط مى‌شود.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص104)
sourceLink

(صفت مفعولی) آراسته. متحلى. ¦¦پركرده. انباشته. مندرج. ← آمودن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص60)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]لعل و مرواريد در رشته كشيده. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]مملو ساخته و پر كرده.و آراسته و پيراسته.و مندرج.و مهيا. و مختلط.
(
فرهنگ نفیسی
, ص45)
sourceLink

آراسته[و]تمام.
(
فرهنگ قواس
, ص134)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.