المُتَّشِح

اسم فاعل ثلاثی مزید باب افتعال
bookmark

معنای المُتَّشِح

مُتَّشِح

مُغَطًّى،مَكسُوّ:«امرأة مُتّشحة بثياب الحداد»،«سماء متّشحة بالغيوم».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1530)
sourceLink

متَّشِح بـ

آراسته(به...)،ملبس (به...)،لباسِ‌...پوشيده.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص750)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.