يسافع أي يضارب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص66) 
سَافَعَها مِثْلُ سافَحَها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ص371) 
سَافَعَهُ او را راند و كُشت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را كُتك و سيلى زد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
دست برگردن يكديگر كرده و با هم معانقه نمودند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص470) 
ضارَبه و لاطَمه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طارَده و قاتَله ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عانقَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص337) 
سافحهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طاردهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عانقهُ و قيل ضاربهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لاطَمهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص676) 
مُسافَعةً، و سِفاعاً:قاتلَهُ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طارَدَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص434) 
سَافَعَ قِرْنَه مُسَافَعَةً و سِفَاعا قاتَلَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ص501) 
قاتَلَه; قال خالد بن عامر: كأَنَّ مُجَرَّباً مِنْ أُسْدِ تَرْج يُسافِعُ فارِسَيْ عَبْدٍ سِفاعا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص158) 
قاتَلَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص214) 
سافعَ الطائِرُ ضَرِيبَتَه لَطَمَها بجناحه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص604) 
سَفَعَ الطائِرُ ضَرِيبَتَه و سافعَها: لَطَمَها بجناحه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص157) 
سَافَعْتُ القَوْمَ لافَفتُهُم: إِذا أَدْرَكَهُم فكانَ فِيهِم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص105) 
سَافَعَهُ قرنَهُ قاتلهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص676) 
يُسافِعُ وَرْقاءَ قول الأَعشى: يُسافِعُ وَرْقاءَ غَوْرِيّةً، لِيُدْرِكُها في حَمامٍ ثُكَنْ أَي يُضارِبُ، و ثُكَنٌ: جماعاتٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص157) 