دَهَسَ یدهُس

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای دَهَسَ یدهُس

دَهَسَتْهُ السيَّارةُ

اتومبيل او را به سختى زير گرفت.
(
فرهنگ ابجدی
, ص399)
sourceLink

دَهَسَ

با شدت لگد ماليد
(
فرهنگ ابجدی
, ص399)
sourceLink

داس شديداً. يقال«دهستهُ السيارة»اي داسته و وَطِئَتهُ وطأ شديداً
(
المنجد فی اللغة
, ص227)
sourceLink

-دَهْسًا:داس دوسًا شديدًا،رَهَس:«دَهَسَتْه سيَّارةٌ‌».
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص488)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.