نَضَّضَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای نَضَّضَ

نَضَّضَه

حركت دادن،تكان دادن(چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص694)
sourceLink

نَضَّضَ الرجُلُ

دارائى و ثروت آن مرد بسيار شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص918)
sourceLink

كثر ناضُّهُ
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص424)
sourceLink

كثر نَضُّهُ اي درهمهُ و ديناره
(
المنجد فی اللغة
, ص814)
sourceLink

قال: و نَضَّضَ الرّجُلُ ، إذا كثُر نَاضُّه ، و هو ما ظَهَر و حَصَلَ ما مالِه، قال: و منه
theDescriptionIsMachineCreated
(
تهذیب اللغة
, ج11 , ص322)
sourceLink

نَضَّضَ الشّيءَ

آن چيز را تكان داد
(
فرهنگ ابجدی
, ص918)
sourceLink

حرّكهُ.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص424)
sourceLink

حَرَّكهُ
(
المنجد فی اللغة
, ص814)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.