فتَّنْتُه قد فتَنَ و افْتَتَنَ ، جعله لازماً و متعدياً، و فتَّنْتُه تَفْتِيناً فهو مُفَتَّنٌ أَي مَفْتُون جدّاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج13 , ص318) 
فَتَّنَهُ او را به شگفتى انداخت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص654) 
او را به فتنه انداخت. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
از او دلجوئى كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را سرگردان كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص655) 
بمعنى فتَنهُ شدِّد للمبالغة فهو (مُفَتِّن) و ذاك (مُفتَّنٌ) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص118) 
مبالغة فى فتنهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص673) 
اعجبه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
استماله ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَلَّهه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَوقعهُ في الفِتنة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص568) 
فَتَنَهُ مع المبالغة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص561) 
فَتَّنْتُهُ تَفْتِيناً فهو مُفَتَّنٌ أى مَفْتُونٌ جدًّا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج6 , ص2176) 
فَتَّنَ المراَةُ فلانا ولَّهتهُ و انكر الاصمعيُّ افتنت بالالف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص118) 