مَلَّصَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای مَلَّصَ

ملَّصْته

انْفَلَصَ‌ مني الأَمرُ و انْمَلَصَ إِذا أَفْلَت، و قد فَلَّصْته و ملَّصْته، و قد تَفَلَّص الرِّشاءُ من يدي و تَملَّصَ بمعنى واحد
(
لسان العرب
, ج7 , ص67)
sourceLink

مَلَّصَ اللَّوْلَبُ

لولا از درب كنده شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص860)
sourceLink

قد مَلَّصْتُه

قال الجَوْهَرِيّ‌: انْمَلَص الشَّيْ‌ءُ‌: أَفْلَتَ‌ ، و تُدْغَم النُّونُ في المِيمِ‌. و قال غيْرُه: و كذٰلِكَ انْفَلَصَ‌، و قد فَلَّصْتُه و مَلَّصْتُه
(
تاج العروس
, ج9 , ص365)
sourceLink

مداخل هم ریشه مَلَّصَ

الميم و اللام و الصاد قريبٌ‌ من ملس،و هو يدلُّ‌ على إفلات الشَّيء بسرعة.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص350)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.