امَّلَصَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای امَّلَصَ

امَّلَصَ

مَلِصَ‌ الشيءُ‌، بالكسر، من يدي مَلَصاً ، فهو أَمْلَصُ‌ و مَلِصٌ‌ و مَليص ،و امَّلَصَ‌ و تملَّص : زَلّ انسلالاً لمَلاستِه ¦¦
خص اللحياني به الرِّشاءَ و العِنانَ و الحبل، قال: و انْمَلَصَ‌ الشيء أَفْلَت، و تدغم النون في الميم ¦¦
انْفَلَص مني الأَمر و امّلَصَ‌ إِذا أَفْلت، و قد فَلَّصْته و مَلَّصْته
(
لسان العرب
, ج7 , ص94)
sourceLink

مداخل هم ریشه امَّلَصَ

الميم و اللام و الصاد قريبٌ‌ من ملس،و هو يدلُّ‌ على إفلات الشَّيء بسرعة.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص350)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.