لَزَّزَه بههم فشردن(چيزى را)؛بههم چپاندن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص615) 
قد لَزَّزَه اللّٰه تعالَى جَعَلَه كذٰلك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج8 , ص142) 
لَزَّزَ اللّٰهُ فلانا خداوند اندام او را گرد و بهم پيوسته گردانيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص753) 
جعل خَلقَهُ مُلَزَّزاً اي مجتمعاً شديداً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص719) 
لَزَّزَهُ اللّهُ خلقهُ ملزّزاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص49) 
و قد لَزَّزَهُ اللّٰه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج3 , ص894) 
لَزَّزَه الى وادار كردن،مجبور كردن (كسى را به...)،تحت فشار قرار دادن(كسى را براى...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص615) 
لزّرَهُ اللّٰهُ خلقه مجتمع الخِلقة، مجدُولَ العضل، منضمًّا بعضُه إِلى بعض. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص823) 