خَرَّزَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای خَرَّزَ

خَرَّزهُ

وشَّاه بالخَرَز و زيَّنه.
(
المعجم الوسيط
, ص226)
sourceLink

خَرَّزَ اَلْخَرَّازُ القماشَ

وشّاه و زيّنه بالخرز
(
معجم الأفعال المتداولة
, ص183)
sourceLink

خرَّزَ الشجرُ

اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص360)
sourceLink

تنه‌ى درخت را كرم يا موريانه سوراخ كرد
(
فرهنگ ابجدی
, ص359)
sourceLink

مداخل هم ریشه خَرَّزَ

الخاء و الراء و الزاء يدلُّ‌ على جَمْع الشَّىء إلى الشىء و ضَمِّه إليه.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص166)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.