الخَرِيز

جامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای الخَرِيز

الخَرِيز

دردى كه مانند فرو كردن چيزى بر بدن احساس شود بسان بيمارى نِقرس.
(
فرهنگ ابجدی
, ص361)
sourceLink

وجع يحسّ منه بمثل غرز المخارز كما في النِقرِس
(
المنجد فی اللغة
, ص173)
sourceLink

و سِقاء خَرِيز و مخروز ;
theDescriptionIsMachineCreated
(
جمهرة اللغة
, ص583)
sourceLink

مداخل هم ریشه الخَرِيز

الخاء و الراء و الزاء يدلُّ‌ على جَمْع الشَّىء إلى الشىء و ضَمِّه إليه.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص166)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.