حَضَّضَه حَرَّضه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص267) 
أَي حَرَّضه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص136) 
و حَضَّضَهُ ، أى حَرَّضَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج3 , ص1071) 
حَضَّضَهُ عليهِ تَحْضِيضا مثل حضَّهُ و التثقيل للمبالغة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص670) 
حَضَّضْت القوم على القتال إِذا حَرَّضْتهم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص136) 
يُقَالُ : حَضَّضْتُ القَوْمَ على القِتَالِ تَحْضِيضاً : إِذَا حَرَّضْتَهُمْ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج10 , ص36) 
[الفراء:] و يقال: حضَّضت القوم على القتال تحضيضاً إذا حرّضْتَهم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص256) 
حَضَّضَهُ على الأَمر او را بر آن امر وادار كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تشويق و ترغيب كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص334) 
حَضَّهُ عليه بقوة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص181) 
حملهُ عليهِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اغراه به ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
حثّه عليه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص138) 
حَضَّضه علی برانگيختن،ترغيب كردن؛تحريك كردن، واداشتن(كسى را به چيزى يا انجام كارى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص127) 
حَضَّضَ على حَضَّ على:«حَضَّضَه على الصَّفْح عن الإِهانة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص297) 