صَدَّدَ صَار فيه المِدَّةُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج5 , ص54) 
دست زد(كف زد) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص549) 
صَفَّق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص418) 
قاحَ:«صَدَّدَ دُمَّل»،«صَدَّدَ جُرْح» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص821) 
چرك كردن،توليد جراحت كردن،جراحت برداشتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص358) 
صَدَّدَه صَدَّدَه: كأَصَدَّه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص245) 
كأصَدَّه . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج8 , ص261) 
صَدَّدَ الجُرْحُ قَيَّح 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص418) 
أَي صار فيه المِدَّة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص11) 
قيَّح. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص184) 
تَقَيَّح. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص509) 
أَي صار فيه المِدَّة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص246) 
صَدَّدَ الجَرحُ زخم چرك كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص549) 
صَدَّدَ الرجلُ صفَّق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص184) 