صَفَّفَ صَفَّ:«صَفَّفَ صِبْيانٌ الكِعابَ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَقام في خَطّ مُستوٍ:«صَفَّفَ أَغْراسًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَقام صفوفًا في الحرب:«صَفَّفَ جنودًا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص841) 
صَفَّفَهُ تكثير صفَّه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص517) 
در يك خط قرار دادن،رديف كردن، مرتب كردن،به صف كردن،منظم كردن(چيزى را)؛شانه كردن(مو را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص366) 
صَفَّفَتِ الإِبلُ قوائِمَها شتران به صف درآمدند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
وضعتها صفًّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّفَتِ المرأةُ شعرَهَا سَوَّته و نظَّمَتْه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص517) 
مشّطته و سوّته و نظّمته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص423) 
صَفَّفَ الطّائِرُ جناحَيْه پرنده بالهاى خود را پهن كرد و آنها را بدون حركت قرار داد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
بسطهما و لم يحرِّكهما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّهما،حام 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص841) 
صَفَّفَهُ تَصْفِيفا بمعنى صفَّهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص212) 
صَفَّفَ السَّرْجَ براى زين لبه آويخت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
جعل لهُ صُفَّةً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّفَ اللَّحْمَ گوشت را به قطعات كشيده درآورد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
شَرَّحه طولاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّفَ القَوْمَ مردم را به صف براى جنگ و غيره درآورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
أَقامهم صُفُوفاً في الحرب و غيرها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّفَ الّلحمَ رَقَّقَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص482) 
صَفَّفَ الشّيءَ آن چيز را مرتب كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص555) 
صَفَّه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص425) 
صَفَّفَ الحروفَ في الطِّباعة:نضَّدها،نظَّمها كلماتٍ في سطور تهيئةً لطبعها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص841) 
صَفَّتِ الإِبلُ قَوائِمها الجوهري: صَفَّتِ الإِبلُ قَوائِمها، فهي صَافَّةٌ و صَوَافُّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج9 , ص195) 