معنای سَمَاعِ

سَمَاعِ

أَي اسْمَعْ ¦¦
كلُّ ما التذته الأُذن من صَوْتٍ حَسَنٍ
(
‏لسان اللسان
, ص623)
sourceLink

اِسْتِماع،إصْغاء، إنْصات،إصاخة السَّمْع بانْتِباه و اهْتِمام:«سَماع شُهود»،«سَماع رَأْي» ¦¦
في قواعد اللُّغة:ما يُستعمَل على غير قياس لأنَّه سُمِعَ‌ من العرب.و خلافُه قِياس
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص699)
sourceLink

في معنىٰ‌ اسْمَعْ‌
(
المحیط في اللغة
, ص378)
sourceLink

اسم فعل است به معناى(بشنو).
(
فرهنگ ابجدی
, ص497)
sourceLink

اسم فعل بمعنى اسمع
(
المنجد فی اللغة
, ص351)
sourceLink

بمعنى اسمعْ.
(
المعجم الوسيط
, ص449)
sourceLink

بكسر عين: اسم فعل است يعنى بشنو
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص754)
sourceLink

قولهم: سَمْعَكَ‌ إِليَّ أَي اسْمَعْ‌ مِني، و كذلك قولهم: سَماعِ‌ أَي اسْمَعْ‌ مثل دَراكِ و مَناعِ بمعنى أَدْرِكْ و امْنَعْ‌; قال ابن بري: شاهده قول الشاعر: فسَماعِ‌ أَسْتاهَ الكِلابِ سَماعِ‌
(
لسان العرب
, ج8 , ص163)
sourceLink

قَوْلُهُم: سَمَاعِ‌ ، كقَطامِ‌، أَي اسْمَعْ‌ ، نَقَلَه الجَوْهَرِيُّ‌، و هو مِثْلُ دَرَاكِ‌، وَ مَنَاعِ‌، أَي أَدْرِكْ و امْنَعْ‌، قال ابنُ بَرِّيٍّ‌: و شاهِدُه: فسَمَاعِ‌ أَسْتَاهَ الكِلابِ سَمَاعِ‌
(
تاج العروس
, ج11 , ص226)
sourceLink

و كذلك قولهم: سَمَاعِ ، أى اسْمَعْ ، مثل دَرَاكِ و مَنَاعِ ، بمعنى أَدْرِكْ و امْنَعْ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
الصحاح (للجوهري)
, ج3 , ص1232)
sourceLink

و كلُّ ما التذَّتْه الأُذُن من صَوْت: سَماع .
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ص513)
sourceLink

و يقال سَمَاعِ بمعنى استمِعْ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
معجم مقاییس اللغة
, ج3 , ص102)
sourceLink

و باتوا في لَهوٍ و سَماع ،و غنّتْهم مُسمِعَةٌ و مُسمِعاتٌ .
theDescriptionIsMachineCreated
(
أساس البلاغة
, ص308)
sourceLink

سَمَاعِ در اصطلاح

سَمَاعِ

نخستين طريق، از طرق تحمّل حديث، سماع و شنيدن از استاد و شيخ حديث است.صبحى صالح در تعريف آن مى‌گويد: «هو أن يسمع المتحمّل من لفظ شيخه، سواء أحدّثه الشيخ من كتاب يقرؤه أم من محفوظاته و سواء أملى عليه ام لم يمل عليه». شهيد ثانى آن را از مهم‌ترين و با ارزشمندترين، طرق تحمّل حديث نزد همه محدّثان، اعم از شيعه و اهل سنت مى‌داند و مى‌گويد: «لان الشيخ اعرف بوجوه ضبط الحديث و تأديته». ابن صلاح نيز مى‌گويد: «و هذا القسم ارفع الاقسام عند الجماهير». سماع از استاد مراتبى به شرح ذيل دارد: 1.سماع اختصاصى شاگرد از استاد به شكلى كه استاد براى او از روى كتاب تصحيح شده مى‌خواند. 2.سماع شاگرد از استاد در جمع ديگر شاگردان به شكلى كه استاد براى همه از روى كتاب تصحيح شده مى‌خواند. 3.سماع از استاد در جمع شاگردان به گونه‌اى كه او مخاطب نبوده و استاد براى شاگردان از روى كتاب تصحيح شده مى‌خواند. 4.سماع اختصاصى از استاد به شكلى كه استاد از حفظ مى‌خواند. 5.سماع شاگرد از استاد در جمع ديگر شاگردان به شكلى كه استاد از حفظ مى‌خواند. 6.سماع از استاد در جمع شاگردان به گونه‌اى كه او مخاطب نبوده و استاد براى شاگردان از حفظ مى‌خوانده است. مراحل مذكور نسبت به يكديگر در رتبه متفاوتى هستند و مراحل نخستين آن از احتمال خطا و اشتباه كمترى نسبت به بقيه مراحل برخوردار است، زيرا هم گوينده و هم شنونده نسبت بدان حديث، از توجه بيشترى برخوردار بوده‌اند. عباراتى كه راوى حديث با آن‌ها از طريق سماع ياد مى‌كند، چنين است :«سمعت فلاناً، حدّث فلان، حدّثنى فلان، حدّثنا فلان، أخبرنا، أنبأنا، روى لى، ذكر لى، روى لنا، ذكرنا، سمعته يروى، يحدّث، يخبر و...».بهترين لفظ در تحمّل سماع، عبارت «سمعت فلاناً يقول» يا «سمعت فلاناً يحدّث» و «سمعت فلاناً يروى» مى‌باشد و امّا لفظ «قال فلان» يا «ذكر فلان»، از پايين‌ترين مراحل سماع است. در سماع حديث از استاد، شناخت شاگرد توسط استاد، شرط نبوده است و بسا شاگردان فراوانى كه به طريقه سماع، از استاد نقل حديث نموده‌اند در حالى كه استاد آن‌ها را نمى‌شناخته است.
(
علم الدرایة تطبیقی
, ص303)
sourceLink

شنيدن و سماع از استاد (شيخ) است كه گفته‌اند بهترين اقسام تحمّل حديث است؛ چه به خواندن شيخ از روى كتاب باشد و چه از حفظ و چه به املاء (و ديكته كردن براى نوشتن تلميذ) باشد يا غير. در اين قسم، جايز است سامع بگويد: حدثنا و اخبرنا و انبأنا و سمعت فلانا و قال لنا فلان و ذكر لنا فلان‌؟ منتها بعضى كلمۀ حدّثنا را در مورد شنيدن جمعى از استاد اختصاص داده‌اند؟ چنان كه حدثنى به موردى كه راوى حديث را به تنهايى از استاد شنيده باشد مختص دانسته‌اند. نيز بعضى لفظ (انبأنا) را در مورد اجازه و يا مناوله به كار بردهاند.
(
درایة الحدیث
, ص163)
sourceLink

مداخل هم ریشه سَمَاعِ

السين و الميم و العين أصلٌ‌ واحد،و هو إيناسُ‌ الشىء بالأُذُن، من النّاس و كلِّ‌ ذى أُذُن.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص102)sourceLink

اسماء

السَّمِعَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمْعِيّمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمُستَمِعمشتق ثلاثی مزید باب افتعالسَماعةُالمَسْمُوعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالأسْمَاعجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسِّمْعَنَّةمشتق رباعی المُسَمَّعمشتق ثلاثی مزید باب تفعیلالسَّمْعَةمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالاسْتِمَاعمصدر ثلاثی مزید باب افتعالالسَّماعمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسِّمْعةمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمُستَمَعمصدر میمی ثلاثی مزید باب افتعالالمَسْمَعَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلسَمْعَكَ‌ إِليَّمِسْمَعالسَّمْعيَّةمصدر صناعی ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمّاعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمُسمِعَةمشتق ثلاثی مزید باب إفعالالتَّسْمِعَةمصدر ثلاثی مزید باب تفعیلالمَسْمَعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلسِمْعَانُسُمَيْعٌالسِّمَاعيّالسِّمَعنَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمَسْمُوعيَّةمصدر صناعی ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالتسمُّعمصدر ثلاثی مزید باب تفعّلالسَّمَّاعَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمُوعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّامِعَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمَسَامِعَةالتَّسْمِيعمصدر ثلاثی مزید باب تفعیلالسَّامِعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمِسْمَعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمُسْمِعمشتق ثلاثی مزید باب إفعالالسُّمْعُنَّةجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد السُّمَّعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمَاعةمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمَسامِعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالأَسَامِعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمَاعِينَجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمْعَانِيَّةالمِسْمَعَةمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالإِسْمَاعمصدر ثلاثی مزید باب إفعالالسَّمَعْمَعَة خماسی سَمَاعِالسَّمَعةمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالمُسْمَعمصدر میمی ثلاثی مزید باب إفعالالسُّمّاعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمَاعِيّالسَّمْعِيّاتمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالأَسْمَعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسِّمْعجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسُّمْعَةمصدر ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمَعْمَع خماسی السَّميعمشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَلالسَّمْعجامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.