سَفَطَ السمكةَ سَفْطا قشر السَفَط عنها هذا رايتهُ متروكاً بلا ضبط فجعلتهُ من باب نصر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص676) 
سَفَطْتُ السَّمَكَةَ إِذا قَشَرْتَ ذٰلِكَ السَّفَطَ عَنْهَا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج10 , ص283) 
سَفَطَ السمكةَ پوست ماهى را كند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص488) 
قشر السَفَط عنها ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و العامّة تقول «سفَط حقّه»اذا تركه(سريانية) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص337) 
سَفَطَ حَقَّهُ از حق خود گذشت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اين واژهدر زبان متداول رايج است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص488) 
از حق خود چشم پوشيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص289) 
سَفَطَ سَمَكة قَشَر السَّفَط عَنْها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص674) 
سَفَطَه (سَفْط ):پوست كندن،فلس كردن(ماهى را)؛نوشيدن،مكيدن (چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص289) 