سَرَّدَ نسَج:«سَرَّدَ دِرْعًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خرَز:«سَرَّدَ جلدًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ثقَب:«سَرَّدَ شريطًا». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص661) 
سَرّدَهُ إِذا ثَقَبَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج5 , ص13) 
ثَقَبَه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خَرزه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص426) 
سَرَد الشيء سَرْداً و سرَّده و أَسْرَده: ثقبه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص211) 
سوراخ كردن،منگنه كردن؛بافتن (چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص284) 
و سَرَدَ الشىءَ سَرْداً ،و سرَّده ،و أسْرَدَه :ثَقَبَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج8 , ص447) 
سَرَّدَ الأَدِيمَ و نحوَهُ چرم و مانند آنرا سوراخ كرد و درز آنرا دوخت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص483) 
ثَقَّبهُ و خَرَزه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص330) 
سَرَّدَ الشيءَ تسْرِيداً ثقبهُ فهو (مُسرَّد) (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص776) 
سَرَّدَ الدِّرْعَ سَرَدها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص426) 
سَرَّدَ النخلُ درخت نخل از بى آبى پژمرده شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص483) 
صار ذا سَرَاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص330) 
سرَّد الشيء ثقبه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص592) 