دَلَّعَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای دَلَّعَ

دلَّع

اسْترخَى في التَّرْبية و التَّأْديب،دلَّل:«دلَّع ولدًا» ¦¦
ربَّى في العزّ و النِّعمة:«دَلَّعَه والدُه»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص478)
sourceLink

دَلَّعَهُ

در تربيت و تأديب او سستى كرد ¦¦
اين واژه در زبان روز متداول است
(
فرهنگ ابجدی
, ص396)
sourceLink

به نازپروردن،لوس و ننر كردن،بدعادت كردن(كسى،مثلاً:بچه‌اى را)؛نوازش كردن (كسى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص202)
sourceLink

مداخل هم ریشه دَلَّعَ

الدال و اللام و العين أَصَيلٌ‌ يدلُّ‌ على خروجٍ‌.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص297)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.