خَشَّبَ صار كالخَشَب في الغِلَظ:«خَشَّبَ لَوْزٌ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تحوَّل إلى خَشَب:«خَشَّبتِ الأَغْشيةُ في بعض خلايا نباتٍ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كسا بأَلْواح خشبيَّة:«خَشَّبَ قاعةً» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص385) 
تبديل به چوب شدن،چوبى شدن،شبيه چوب شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص165) 
خَشَّبَه رويه كردن،با چوب روكش كردن،تختهكوبى كردن،چوبپوش كردن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص165) 
خَشَّبَ أرضيةَ غُرفةٍ كف اتاقى را چوب فرش(پاركت)كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص165) 
خَشَّبَ الشيءُ آن چيز بسان چوب سفت شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
صار كالخشب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص52) 
صار كالخَشَب في الغِلَظ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص179) 