جَفَّى

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای جَفَّى

جَفَّى السَرْجَ

و اَجْفَاهُ عن ظهر الفرس تَجْفِيَةً و اِجْفاءً: رفعهُ عنهُ.
(
أقرب الموارد
, ص445)
sourceLink

جَفَّاهُ

او را بيقرار و ناآرام كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص299)
sourceLink

صيَّره يجفو
(
المنجد فی اللغة
, ص95)
sourceLink

مداخل هم ریشه جَفَّى

الجيم و الفاء و الحرف المعتل يدلُّ‌ على أصلٍ‌ واحد:نبوّ الشئ عن الشئ.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص465)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.