تَهَامَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَهَامَلَ

تَهامَلَ

بى‌دقت بودن،سهل‌انگار بودن،بى‌توجه بودن،بى‌مبالات بودن،لااُبالى بودن،اهمال‌كار بودن،بيعار بودن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص790)
sourceLink

تَكاسَل و تَوانى: «تَهامَل في أداء مسؤوليّاته»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1490)
sourceLink

تَهَامَلَ في الأمر

در آن كارتنبلى و سستى كرد ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص268)
sourceLink

تكاسل فيه و تَوَانى(عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص874)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَهَامَلَ

الهاء و الميم و اللام:أصلٌ‌ واحد. أَهْمَلْتُ‌ الشّىءَ،إذا خلَّيتَ‌ بينه و بين نَفْسِه.(معجم مقاییس اللغة , ج6 , ص67)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.